تبلیغات
Topnotch - لغات تخصصی در مورد هر رشته
Topnotch
آموزش زبان انگلیسی آمریکایی
مرتبه
تاریخ : 1391/03/30

 
 
 

ابزار نظافت

گردگیر دستی: Feather duster
خشک‌کن لاستیکی: Squeegee

جارو نپتون: Carpet sweeper
فرش‌کوب: Carpet beater
توپ رختشویی: Laundry ball
فرچه: Brush

کف‌شوی بخار: Steam mop
کف‌شوی برقی: Floor buffer
کف‌شوی: Mop
سطل شستشوی سیار: Mop bucket cart
پرزگیر: Lint roller
اسفنج: اسکاچ: Sponge
جاروبرقی: Vacuum cleaner: hoover
مسواک: Toothbrush
جارو: Broom
پیپ پاک‌کن:
Pipe cleaner
یخ پرداز: Ice resurfacer
تفنگ نظافت فلزکاری: Needlegun scaler
شوینده پرفشار: Pressure washer
سندبلاست: Abrasive blasting

نوشت‌افزار و لوازم‌التحریر

Ring binder: کلاسور
Stationery: نوشت‌افزار یا لوازم تحریر
Pen: قلم: خامه: کلک: خودکار، روان‌نویس، خودنویس و ماژیک
Ballpoint: خودکار
Roller ball: روان‌نویس
Fountain pen: خودنویس
Felt-tip: ماژیک
Ballpoint pen: خودکار
Pencil: مداد
Eraser: پاک‌کن
Whiteboard: تخته‌سفید
Chalkboard: تخته‌سیاه
Ruler: خط‌کش
Notebook: دفتر
Inkwell: دوات
Dust jacket: روکش جلد
(Staple (fastener: سوزن منگنه
Marker pen: ماژیک
Pencil sharpener: مدادتراش
Ink: مرکب
Stapler: منگنه
Watermark: نقش‌آب
Envelope: پاکت نامه
Paper knife: پاکت نامه
File folder: پوشه‌ی پرونده
Drawing pin: پونز
Paper: کاغذ
Paper clip: گیره‌ی کاغذ
Carbon paper: کاغذ کاربون
Desk: میز تحریر
Paintbrush: فلم‌مو
Gouache: گواش
Crayon: مداد شمعی
Coloring pencil: مداد رنگی
Mechanical pencil: automatic pencil: مداد نوکی: مداد اتود
Pigment: رنگدانه
Watercolor painting: آب‌رنگ

ابزارهای برش‌دهنده و ساینده

نیشتر: Scalpel
چوب‌ساب: Rasp
چاقوی جیبی: Pocket knife
چاقوی سوئیسی: Swiss Army knife
چاقوی ضامن‌دار: Switchblade
تیغ موکت‌بر: Utility knife
ماشین‌کاری با جت آبی: Water jet cutter
فرچه سیمی: Wire brush
بازساز پیچ‌های هرز: Thread restorer
قلاویز و حدیده: Tap and die
قیچی سیم‌بر: Diagonal pliers
سیم‌چین: Wire stripper
تیغ: Blade
قیچی آهن‌بر: Bolt cutter
بطری‌بازکن: Bottle opener
اسکنه: Chisel
سوهان: File
اره مویی: Fretsaw
کارد: Knife
اره فارسی‌بر: Miter saw
ناخن‌گیر: (Nail clipper (trim one's fingernails, do one's nails
رنده: Plane
ریش‌تراش: Razor
برقو: Reamer
سنباده: Sandpaper
اره: Saw
قیچی: Scissors

روزنامه و روزنامه‌نگاری

freelance journalist/reporter: گزارشگر مستقل، روزنامه‌نگار مستقل
adversary journalism:روزنامه‌نگاری مخالفت‌جو
journalese: سبک روزنامه‌ای
muzzle the newspapers: جلوی آزادی مطبوعات را گرفتن
gag the press: از مطبوعات سلب آزادی کردن
gutter journalism: سبک روزنامه‌نگاری مبتذل
yellow journalism: سبک روزنامه‌نگاری عوام‌پسند
bull dog: چاپ اول روزنامه
figurative lead: لید تمثیلی
blind headline: تیتر مبهم
news clip: بریده روزنامه‌ها
best-seller book: کتاب‌پرفروش
binder: صحاف
circulation: تیراژ
ethnic press: مطبوعات قومی
fabrication: جعل
disclosure: افشای منبع
folio size: قطع سلطانی
idle reports: شایعات بی‌اساس
newsmonger: شایعه‌ساز
report goes that/report has it: می‌گویند که، شایع است که
file a report/release a report: گزارش منتشر کردن / گزارش دادن
glowing report: گزارش پر آب و تاب
conflicting reports: گزارشات ضد و نقیض
fragmentary report: گزارش ناقص
erroneous report: گزارش خلاف واقع
tendentious report: گزارش مغرضانه
report parliamentary debates: گزارش تهیه کردن از بحثهای پارلمانی
press gallery: جایگاه خبرنگاران (درمجلس)
verbatim report: گزارش کامل، درج کلمه به کلمه
biased news : خبر مغرضانه
converted news:اخبار تحریف شده
garble the news: اخبار را تحریف کردن
contradictory news:خبر متناقض
hot news:خبر های داغ
auspicious news: خبر خوش
breaking news: خبر فوری، خبری که باید فورا پخش بشه و روال عادی برنامه‌ها رو قطع می‌کنه...
ill-news:خبرهای نامطلوب
news anchor: منبع خبری موثق
on the spot news coverage/spot news: تهیه گزارش خبری از محل وقوع حادثه
trumpet news: خبر را با جار و جنجال به اطلاع همگان رساندن، جار زدن
blackout news: اخبار را سانسور کردن، جلوگیری از پخش خبر
clamp down on the news: اخبار را شدیدا کنترل کردن
publish the news: خبر را منتشر کردن
news leaked/slipped out: خبر درز کرد
news run like wildfire: اخبار به سرعت پخش شد
put out news/report: پخش کردن خبر/گزارش از رادیو تلویزیون
newsreel: فیلم خبری
Nuclear program of Iran: برنامه‌ی هسته‌ای ایران

دین و مذهب

Five Pillars of Islam: ارکان اسلام
Pillars of the religion: ارکان دین
God: الله
pray in unity: نماز به جماعت خواندن
monotheism: توحید: یکتاپرستی
The Compassionate: الرحمان
The Merciful: الرحیم
clergyman: روحانی
We are nearer to him than (his) jugular vein: ما به انسان از رگ ورید نزدیک‌تریم...
revelation: وحی
angel: فرشته
prophets: پیامبر، پیغمبر
Day of Resurrection: day of judgment: روز حساب‌رسی: روز قیامت
disbelief: کفر
repent: توبه کردن
Day of Religion: یوم‌الدین
The Last Hour: الساعة
The Clatterer: القارعة
Predestination: فلسفه‌ی جبری: قضا و قدر: قسمت
decree: حکم: فتوا
God has dreed for us: خدا برای من مقدر کرده است
ordain: مقدر کردن
possession of free will: اختیار
Preserved Tablet: لوح محفوظ
Testimony: شهادت
Testimonies: کلام خدا: احکام الهی
Creed: اشهدگویی
Prayer: نماز: (Ritual prayers (Say prayer: نماز خواندن
script: کتاب مقدس
Worship: پرستیدن: عبادت کردن
Mosque: مسجد
compulsory: اجباری: واجب
recite: خواندن: قرائت کردن
collective mosque: مسجد جمعی
charity: صدقه: خیرات
Alms-giving: زکات
Fasting: روزه
pilgrimage: pilgrimage to Mecca: زیارت: حج
Law and jurisprudence: شریعت و فقه
Jurists: علما: شیخ: امام
Etiquette and diet: آداب:
peace be unto you: السلام و علیکم
lawful: حلال
unlawful: حرام
Slaughter: ذبح
invoke: به خدا متوسل شدن
reliance upon God: توکل به خدا
In the name of God: به نام خدا: بسم الله
to strive: struggle: جهاد
denomination: فرقه: گروه مذهبی
miracle: wonder: معجزه

call to prayer: اذان
partial ablution: وضو

full ablution: غسل
وضو گرفتن: perform wudu
invalidation: باطل‌سازی
break: باطل کردن
advisable: صلاح، مصلحت
prostration: سجود، سجده

bowing: رکوع
Conduct Salah: به جا آوردن نماز
recommended acts: مستحبات
intention: نیت

 

 

 

 




طبقه بندی: مهارت یادگیری لغت، 
ارسال توسط majid
آرشیو مطالب
نظر سنجی
امتیاز شما به این وبلاگ







صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

خرید شارژ

خرید فیلم

خرید سریال